وَجَآءُو
عَلَىٰ
قَمِيصِهِۦ
بِدَمٖ
كَذِبٖۚ
قَالَ
بَلۡ
سَوَّلَتۡ
لَكُمۡ
أَنفُسُكُمۡ
أَمۡرٗاۖ
فَصَبۡرٞ
جَمِيلٞۖ
وَٱللَّهُ
ٱلۡمُسۡتَعَانُ
عَلَىٰ
مَا
تَصِفُونَ
١٨
و پیراهن او را آلوده به خون دروغ آوردند، پدر گفت: نه، بلکه نفسهای تان کار زشت را برای شما آراسته است، پس کار من صبر نیک است و راجع به آنچه بیان میکنید، از الله مدد (و یاری) میخواهم.